زندهبودن
مترادفها
حیات داشتن، زیستن، زنده بودن
متضادها
مردن، مرده بودن
فرهنگستان زبان و ادب
{vividness} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] بسیار درخشان و شاد و مشعشع بودن رنگ متـ. رنگ زندگی
جمله سازی با زندهبودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مادلونگ ضمن بیان روایت وارسی پیکر علی بن موسی توسط محمد بن جعفر برای اطمینان از طبیعی بودن مرگ، بیان میکند که درگذشت ناگهانی ولیعهد و وزیر که زندهبودنشان عدم آشتی با عباسیان را سبب میشد، احتمال قوی دست داشتن مأمون در این قتلها را تقویت میکند. بهنوشتهٔ طَیِّب الْحِبری در تاریخ جدید اسلام کمبریج، وی در شرایط مشکوکی در اثر مسمومیت با زهر کشته شد.
💡 برای بسیاری از موجودات در محیطهای سخت بیابانی، تنها هدف اصلی و اولویت اول، تلاش برای زندهبودن و یافتن منابع آب و غذا است.
💡 احساس زندهبودن در میان طبیعت بکر و زیبا، میتواند به انسان کمک کند تا استرسهای روزمره زندگی شهری را به فراموشی بسپارد و آرامش یابد.
💡 بقای این گونههای نادر جانوری، به معنای زندهبودن تنوع زیستی در اکوسیستمهای حساس و آسیبپذیر کره زمین در قرن بیست و یکم است.