زنابیر

لغت نامه دهخدا

زنابیر. [ زَ ] ( ع اِ ) ج ِ زنبور. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( دهار ). رجوع به زنبور شود.

فرهنگ معین

(زَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ زنبور.

ویکی واژه

جِ زنبور.

جمله سازی با زنابیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ان الزنابیر ان حرکتها سفها من کورها اوجعت من لسعها الجسدا

💡 و گفته‌اند زنابیر عسل کار ایشان از دو حال بیرون نیست یا فرا گذاشته در کوه و صحرا که ایشان را خداوند و مالک نبود، خانه‌ای که سازند در کوه سازند و در درخت، در بیشه‌ها و صحرا چنانک گفت: «مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ» و اگر ایشان را خداوند و مالکی بود خانه‌ای که سازند در سقوف و ابنیه خداوندان خود سازند، چنانک گفت: «وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ». قرأ شامی و ابو بکر: «یعرشون» بضمّ الرّاء و قرأ الباقون: «یعرشون» بکسر الرّاء و هما لغتان.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز