زاغ رنگ

لغت نامه دهخدا

زاغ رنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) برنگ زاغ. کنایت از شب و هر چیز سیاه:
برآمد زاغ رنگ و ماه پیکر
یکی میغ از فراز کوه قارن.منوچهری.چو روز سپید از شب زاغ رنگ
برآمد چو کافور از اقصای زنگ.نظامی.همه زیور روم شد زاغ رنگ
بروم اندر آمد شبیخون زنگ. نظامی.

فرهنگ معین

(رَ ) (ص مر. ) هر چیز سیاه.

فرهنگ عمید

به رنگ زاغ، هرچیز سیاه که به سیاهی پر زاغ باشد: چو روز سپید از شب زاغ رنگ / برآمد چو کافور از اقصای زنگ (نظامی۵: ۹۰۵ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - برنگ زاغ. ۲ - هر چیز سیاه. ۳ - شب.
برنگ زاغ کنایه از شب و هر چیز سیاه

ویکی واژه

هر چیز سیاه.

جمله سازی با زاغ رنگ

💡 دادخواهم خواست زان شاهین شکار زاغ رنگ ز افتخار دین رضا فرزند شمس الدین عمر

💡 برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر یکی میغ از ستیغ کوه قارن

💡 هوا نیلگون و زمین زاغ رنگ ز رنگ سیاهان پولاد چنگ

💡 چو روز سپید از شب زاغ رنگ برآمد چو کافور از اقصای زنگ

💡 همه زیور روم شد زاغ رنگ به روم اندر آمد شبیخون زنگ

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز