ریش بابا
لغت نامه دهخدا
ریش بابا. ( اِ مرکب ) قسمی از انگور. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). قسمی انگور دارای دانه های درشت و دراز. ( فرهنگ فارسی معین ):
گرچه انگور است در بازارها اما چه سود
در کف اطفال ما جز ریش بابا هیچ نیست.محتشم ( از آنندراج ).
فرهنگ معین
(اِمر. ) نوعی انگور با دانه های درشت و دراز.
فرهنگ عمید
نوعی انگور با دانه های دراز و درشت.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قسمی انگور دارای دانه های درشت و دراز.
ویکی واژه
نوعی انگور با دانههای درشت و دراز.
جمله سازی با ریش بابا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن رها کن که آب و هیمه نماند ریش بابا نگر که نیمه نماند!
💡 آن رها کن که نان و هیمه نماند ریش بابا ببین که: نیمه نماند
💡 کس ببینی گرفته از سر کین ریش بابا ز ناز در سرگین