لغت نامه دهخدا
روگردانی. [ گ َ] ( حامص مرکب ) برگشتگی. ( ناظم الاطباء ). روی گردانی. اعراض. و رجوع به روی گردانی شود. || ترک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به روگردان و روگردانیدن و روی گردانی شود. || مهاجرت. ( ناظم الاطباء ).
روگردانی. [ گ َ] ( حامص مرکب ) برگشتگی. ( ناظم الاطباء ). روی گردانی. اعراض. و رجوع به روی گردانی شود. || ترک. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به روگردان و روگردانیدن و روی گردانی شود. || مهاجرت. ( ناظم الاطباء ).
برگشتگی. روی گردانی. اعراض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند بر بوک و مگر مهره فروگردانی که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک بر است
💡 و دو تا در مقابل شجاعتاند: یکی «تهور»، که آن رو آوردن به اموری است که عقل حکم به احتراز از آنها می نماید، و این در طرف افراط است، و دیگری «جبن»، و آن رو گردانیدن از چیزهایی است که نباید از آنها روگردانید و آن در جانب تفریط است.
💡 به سبب کشش او به جریان روشنفکری، پدرش او را از خانه بیرون کرد. این روگردانی دو دلیل عمده داشت: یکی پشت کردن به روحانیت و دیگری پیوستن به جریان توده ولی او هنوز گرایش مذهبی داشتهاست. هیچ قرینهای موجود نیست که وی پس از پیوستن به حزب توده، از مذهب بهطور کلی کنارهگیری کرده باشد.
💡 در سجودت کاش روگردانیی معنی سبحان ربی دانیی
💡 چند بر بوک و مگر مهره فروگردانی که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک برست
💡 میگوید: اگر در گواهی دادن مدافعت کنید، و روزگار در پیش افکنید، یا خود انکار کنید، و پنهان دارید، و از آن اعراض کنید. معنی دیگر: «و ان تلوا» و اگر بپیچانید گواهی و سخن، أَوْ تُعْرِضُوا یعنی عن اللَّه، و تقوموا بالشّهادة، یا روگردانید از پیچ و گواهی بدهید، هر چون که کنید اللَّه بدان دانا است و آگاه، یجازی المحسن باحسانه و المسیء باساءته.