لغت نامه دهخدا
روز سوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از وقت گذرانیدن و تعلل کردن.
روز سوختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از وقت گذرانیدن و تعلل کردن.
(تَ ) (مص ل. ) وقت گذرانیدن.
( مصدر ) وقت گذرانیدن تعلل کردن.
وقت گذرانیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک لحظه تو سوختی و رستی از خویش من شب تا روز سوختن دارم پیش
💡 خار آتش فروز سوختنی که ز گل جاه و شوکت اندوزد