روبراه
مترادفها
درست، مرتب، آماده
متضادها
بیراه، نامنظم
لغت نامه دهخدا
روبراه. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) عازم حرکت و سفر. ( فرهنگ نظام ). رجوع به روبراه شدن و روبراه کردن شود. || آماده. ( آنندراج ). آماده و مهیا و حاضر برای کار. || مرتب و منظم و آراسته. ( ناظم الاطباء ). || شخص مطیع امین مشغول به کار خود. ( از فرهنگ نظام ). || برگشته از رفتار نادرست و خلاف.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آماده مهیا.
جمله سازی با روبراه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون که عادت فقرش نشانده بر سر راه که روبراه نیاز آر یا به راه عدم
💡 روبراه خانه حق سیدا خواهم نهاد گر ز روح پاک پیغمبر مدد باشد مرا
💡 روبراه تو کردهام کنون جای ده مرا تو بخویشتن گفتهٔ که جانزد خود دهم هر که او کند روبراه من
💡 براه بندگیش جبهه سرافرازان بسان نقش قدم روبراه آمده است
💡 تا گشت دلم به بند عشقت پابند از دست غم تو روبراهی کردم
💡 او همیشه سعی میکند با برنامهریزی دقیق و آمادگی کامل، تمام مسائل و چالشهای روبراه خود را با خونسردی و مدیریت صحیح مدیریت کند.
💡 وقتی که در مسیر زندگی با مشکلات ناگهانی روبراه میشویم، باید یاد بگیریم که چگونه با صبر و استقامت از آنها عبور کنیم و پیروز شویم.
💡 برای رسیدن به اهداف بزرگ، باید تمام تصمیمات روبراه را با دقت بررسی کرد تا از بروز اشتباهات احتمالی در آینده جلوگیری به عمل آید.