روان ساختن

لغت نامه دهخدا

روان ساختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) روان کردن. روانه کردن. رجوع به روان کردن شود.
- روان ساختن کاری؛ روبراه کردن آن کار. انجام دادن آن کار:
بدین رای گشتند یکسر گوان
که این کار را زال سازدروان.فردوسی.

فرهنگ معین

( ~. تَ ) (مص م. ) ۱ - فرستادن، روانه کردن. ۲ - جریان دادن، حرکت دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) حرکت دادن عازم ساختن.

ویکی واژه

فرستادن، روانه کردن.
جریان دادن، حرکت دادن.

جمله سازی با روان ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به او راز خود را عیان ساختند به همراه خواجه روان ساختند

💡 زان که ز پای ملخ تحفه روان ساختن نزد سلیمان رواست در نظر خورده بین

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز