رهنامه
مترادفها
راهنما، دستورالعمل
لغت نامه دهخدا
رهنامه. [ رَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) راهنامه. راهنامج. رهنامج. کتابی که بدان کشتی بانان راه سپرند و بسوی لنگرگاه و جز آن پی برند. معرب آن رهنامج و راهنامج است. ( یادداشت مؤلف ). کتاب شناساننده راهها:
دگرگونه در دفتر آرد دبیر
ز رهنامه ره شناسان پیر.نظامی.ز رهنامه چون بازجستند راز
سوی بازپس گشتن آمد نیاز.نظامی.ز خاقان بپرسید کاین شهر کیست
به رهنامه در نام این شهر چیست.نظامی.رجوع به مترادفات کلمه شود.
فرهنگ عمید
= راه نامه
فرهنگ فارسی
راهنامه. راهنامج. کتابی که بدان کشتیبانان راه سپرند و بسوی لنگرگاه و جز آن پی برند معرب آن رهنامج و راهنامج.
فرهنگستان زبان و ادب
{doctrine} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] بیانیه ای مکتوب دربارۀ سیاست رسمی حکومت، به ویژه در زمینۀ سیاست خارجی و راهبرد نظام
ویکی واژه
بیانیهای مکتوب دربارۀ سیاست رسمی حکومت، بهویژه در زمینۀ سیاست خارجی و راهبرد نظام.
جمله سازی با رهنامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 براساس رهنامهٔ دریای اریتره «در انتهای دریای پارس بر کنار رود، شهر بسیار آباد و سعادتمندی وجود دارد که تجار پارسی - هندی - رومی در آنجا تجارت دارند و حاکم آن عادلترین است».
💡 دگرگونه در دفتر آرد دبیر ز رهنامهٔ ره شناسان پیر
💡 این کتاب به عنوان یک رهنامه جامع برای دانشجویان جدیدالورود طراحی شده است تا بتوانند با قوانین و مقررات دانشگاه به راحتی آشنا شوند.
💡 مدیران پروژه از این رهنامه استفاده میکنند تا تمام مراحل اجرایی و استانداردهای لازم برای پیشبرد صحیح کارها را به دقت دنبال کنند.
💡 برای سفر به مناطق دورافتاده، همراه داشتن یک رهنامه دقیق که شامل نقشهها و نکات ایمنی باشد، بسیار ضروری و برای امنیت شما حیاتی است.