لغت نامه دهخدا
رقاصان. [ رَق ْ قا ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیبد بخش جویمند حومه شهرستان گناباد. سکنه آن 157 تن است. آب آن از قنات. محصولات عمده آنجا غلات و ارزن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
رقاصان. [ رَق ْ قا ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیبد بخش جویمند حومه شهرستان گناباد. سکنه آن 157 تن است. آب آن از قنات. محصولات عمده آنجا غلات و ارزن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو رقاصان به رقص از هر کنار پای کوبان سرو و دست افشان چنار
💡 از بس بهر عشرتکده بستند رقاصان رده گفتی که سیار آمده خیل ثوابت بر زمین