ردگیری
مترادفها
پیگیری، تعقیب، دنبال کردن
متضادها
گم کردن، رها کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{tracking} [نجوم رصدی و آشکارسازها] تغییر دادن جهت تلسکوپ برای جبران حرکت وضعی زمین و حرکت خاصۀ (proper motion ) ستاره ها و سیارات
ویکی واژه
تغییر دادن جهت تلسکوپ برای جبران حرکت وضعی زمین و حرکت خاصۀ (proper motion) ستارهها و سیارات.
جمله سازی با ردگیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرض کنیم فرکانس مرور رادار را از قبل بدانیم. در این صورت یک جاروب کوتاه فرکانس، همراه با مدولاسیون دامنه، کافی است اثرات مخربی را در ردگیری زاویهای رادار را وارد کند.
💡 تکنیکهایی که با استفاده از آن برخی ضعفهای مدارات گیرنده رادار ردگیری قفل آن را میشکنند، را نیز جز و تکنیک اخلال فریب دهنده آوردهایم. سعی خواهیم کرد نسبت قدرت اخلال به قدرت سیگنال لازم را نیز برای تکنیکهای مختلفی که ذکر میشود، ارائه کنیم.
💡 اسرائیل همچنین به ترور محسن فخریزاده متهم شده است. یک مقام رسمی ارشد اسرائیل که سالها مشغول ردگیری محسن فخریزاده بود چند روز بعد از ترور فخری زاده در مصاحبهای با نیویورک تایمز اعلام نمود جهان باید از اسرائیل به خاطر کشتن فخریزاده تشکر کند. وزیر انرژی اسرائیل یووال استاینیتز در پی این ترور اعلام داشت ترور فخری زاده برای جهان مثبت است.
💡 شرکتهای پست برای بهبود کیفیت خدمات خود، سیستمهای جدیدی را برای ردگیری دقیق بستهها و ارسال پیامک به مشتریان در مراحل مختلف حمل و نقل پیاده کردهاند.
💡 پلیس با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته و سیستمهای ردگیری ماهوارهای توانست موقعیت دقیق خودروی مفقود شده را در کمترین زمان ممکن در منطقه کوهستانی پیدا کند.
💡 مدیریت زنجیره تأمین به شرکتها کمک میکند تا از طریق ردگیری لحظهای کالاهای در حال حرکت، از بروز هرگونه تأخیر در تحویل به مشتریان جلوگیری کنند.