رخنمود
مترادفها
پدیدار شد، آشکار شد، نمایان شد
متضادها
پنهان شدن، پوشیده شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{phenotype} [زیست شناسی] مجموعۀ ویژگی های ساختاری و عملکردی قابل تشخیص در موجود زنده
ویکی واژه
مجموعۀ ویژگیهای ساختاری و عملکردی قابلتشخیص در موجود زنده.
جمله سازی با رخنمود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبایستت از اول رخنمودن ز ما جان و دل اینجا گه ربودن