ذی شعور

لغت نامه دهخدا

ذیشعور. [ ش ُ ] ( ع ص مرکب ) صاحب ادراک و حس و فطانت.

فرهنگ معین

(شُ ) [ ع. ] (ص مر. ) دارندة شعور، صاحب ادراک.

فرهنگ عمید

دارای شعور و ادراک.

فرهنگ فارسی

دارای شعور صاحب اداراک.

ویکی واژه

دارندة شعور، صاحب ادراک.

جمله سازی با ذی شعور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سر انگشتان را زینت داد به ناخن تا حافظ آنها باشد و چیزهای خرد را که سر انگشت نمی تواند برچیند از آن بردارد و بدن خود را با آن بخارد و دلالت نمود دست بی شعور را به مکانی که می خارد، به نوعی که بی فحص و تجسس، خود را به آنجا می رساند، اگر چه در خواب یا حالت غفلت باشد، و اگر خواهی آن مکان را به ذی شعوری نشان دهی به آن برنمی خورد.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز