دین پژوه. [ پ َ ] ( نف مرکب ) جوینده دین. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
همه پیش او دین پژوه آمدند
وز آن پیر جادو ستوه آمدند.فردوسی.بدو گفت بهرام کای دین پژوه
تو زین بی گناهی و دیگر گروه.فردوسی.آن حکیم پاک اصل و رادمرد معتبر
آن کریم دین پژوه حق نیوش حقگذار.سنایی.|| ( اِ مرکب ) نام روز پانزدهم است از هر ماه ملکی. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). || فرشته دین. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
(پَ ) ۱ - (ص فا. ) پژوهندة دین، جویندة دین. ۲ - (اِمر. ) روز پانزدهم از هر ماه ملکی.
پژوهندۀ دین، جویندۀ دین، دین دار.
۱ - ( صفت ) پژوهنده دین جوینده دین. ۲ - ( اسم ) روز پانزدهم از هر ماه ملکی.
پژوهندة دین، جویندة دین.
روز پانزدهم از هر ماه ملکی.
💡 خواجۀ سجاد شاه دین پژوه شد به منبر باز، گفتا کای گروه
💡 رزم گیر و کینه کش پس تیغ زن هم داد ده دین پژوه و دیوبند و ره گشای و اسب تاز
💡 همه دین پژوه و بتن لاغران همه راد مرد و بجان فربهان
💡 جام گیر و جای دار و نام جوی و کام ران بت فریب و کین گداز و دین پژوه و ره نمای
💡 آن حکیم پای اصل و راد مرد معتبر آن کریم دین پژوه و حق نیوش و حق گزار