دگرزا
متضادها
ثابت
لغت نامه دهخدا
دگرزا. [ دِ گ َ ] ( ن مف مرکب ) زاده شده از بیگانه. بیگانه زا. که خویش نیست. زاییده دیگران. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( نف مرکب ) دگرزاینده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) زاییده دیگران.
ویکی واژه
ویژگی یک جمعیت گیاهی که در نتیجۀ تغییر شرایط محیطی حاصل از عوامل غیرزنده، مانند زهآب، جانشین جمعیت گیاهی دیگر میشود.
جمله سازی با دگرزا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شیرغاب از پردلی آردگرزان را به چنگ لیک نشنیدم گر از چنگ زن در شیر غاب