لغت نامه دهخدا
دگرزا. [ دِ گ َ ] ( ن مف مرکب ) زاده شده از بیگانه. بیگانه زا. که خویش نیست. زاییده دیگران. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( نف مرکب ) دگرزاینده.
دگرزا. [ دِ گ َ ] ( ن مف مرکب ) زاده شده از بیگانه. بیگانه زا. که خویش نیست. زاییده دیگران. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( نف مرکب ) دگرزاینده.
( صفت ) زاییده دیگران.
ویژگی یک جمعیت گیاهی که در نتیجۀ تغییر شرایط محیطی حاصل از عوامل غیرزنده، مانند زهآب، جانشین جمعیت گیاهی دیگر میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیرغاب از پردلی آردگرزان را به چنگ لیک نشنیدم گر از چنگ زن در شیر غاب