دوآتشه

لغت نامه دهخدا

( دوآتشه ) دوآتشه. [ دُ ت َ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی ) که دو نوبت تف آتش بدان رسیده باشد.
- نان دوآتشه؛ نان که خوب پخته و برشته شده باشد. دوتنوره. ( یادداشت مؤلف ).
|| هر چیزی که دو مرتبه تقطیر شده باشد. ( ناظم الاطباء ).
- عرق دوآتشه؛ عرق شرابی که دو مرتبه تقطیر کرده باشند. ( ناظم الاطباء ). شرابی که مکرریا دو نوبت کشیده باشند. ( آنندراج ). || گل دوروی. قسمی گل سرخ. ( یادداشت مؤلف ). || هر چیز زوردار و قوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دوروی شود. || کنایه است از کسی که سخت طرفدارمتعصب فرقه یا مذهب یا مسلکی باشد: یکی از پیروان دوآتشه میرزا حسین علی بها، شیخ علی اکبر شهمیرزادی بود. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( دوآتشه ) ( ~. تَ ش ) (ص. ) ۱ - دو بار پخته شده یا در معرض آتش قرار گرفته. ۲ - کاملاً برشته. ۳ - دو بار تقطیر شده: عرق دو آتشه. ۴ - تند و افراطی.

فرهنگ عمید

( دوآتشه ) ۱. چیزی که دوبار روی آتش گذاشته شده باشد.
۲. [مجاز] تندرو، افراطی.

فرهنگ فارسی

( دو آتشه ) ( صفت ) ۱ - آنچه که دو بار روی آتش گرم و پخته شده باشد لواش دو آتشه. ۲ - آنچه که دو بار تقطیر شده باشد عرق دو آتشه. ۳ - بسیار حاد تند و تیز سخت پر حرارت: [[ از طرفداران دو آتشه او بود ]].

ویکی واژه

دو بار پخته شده یا در معرض آتش قرار گرفته.
کاملاً برشته.
دو بار تقطیر شده: عرق دو آتشه.
تند و افراطی.

جمله سازی با دوآتشه

💡 بگیر دست مرا ای کمند جذبه تاک می دوآتشه چند آتشم به جان بزند

💡 بنای توبه ز ابر بهار در خلل است می دوآتشه عمر دوباره را بدل است

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز