فرهنگستان زبان و ادب
{DNase, deoxyribonuclease, DNAse} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] زی مایه ای که پیوندهای نوکلئوتیدی دِنا را میشکند
{DNase, deoxyribonuclease, DNAse} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] زی مایه ای که پیوندهای نوکلئوتیدی دِنا را میشکند
زیمایهای که پیوندهای نوکلئوتیدی دِنا را میشکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید وز غنچهٔ سرکش به صد اعزاز رسید
💡 همچوقدنازنینت سروی اندر باغ نبود همچوزلف پر زچینت مشکی اندرچین نباشد
💡 گفتم آن دل را که زلفت برد بشکستش چرا گفت از بس بودنازک از لبم تاوان بگیر
💡 خلقی به یاد چشم تو دارد سجودناز ما هم به سایهٔ مژههایت غنودهایم
💡 چار طبع و هفت نجمت دشمنان خونیند چندنازی کامهاتست آن واین آباستی