فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) دست زدن به دسیسه های گوناگون برای دست یافتن به هدف.
( ~. ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) دست زدن به دسیسه های گوناگون برای دست یافتن به هدف.
دست زدن به دسیسههای گوناگون برای دست یافتن به هدف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نابسامانی اوضاع در مرکز حکومت و رقابتها و دسیسه بازیهای امیران و درباریان، دستگاه سلطنت را ناتوان کرده بود. امیرالامرا سیدحسینعلیخان زمان را مناسب دید و از دکن به دهلی حمله کرد، فرّخسیر را خلع و او را کشت و در سال ۱۱۳۱ق/۱۷۱۹م شاهزاده رفیعالدرجات را به سلطنت رساند. در این هنگام آصف جاه نظامالملک به حکومت مالوا منصوب شد، ولی در همان سال امیرالامرا، رفیعالدرجات را از میان برداشت و محمد شاه (۱۱۳۱–۱۱۶۱ق/۱۷۱۹–۱۷۴۸م) برتخت نشست.
💡 چند به ما دشمنان حیله طرازی کنند؟ چند به ایران زمین دسیسه بازی کنند؟