درنوردیده
درنوردیده به چیزی گفته میشود که از میان یا از روی مانع، سد یا مرزی عبور کرده باشد. این واژه معمولاً برای بیان عبور قاطع و کامل از محدودیتها یا مرزهای فیزیکی و معنوی به کار میرود. بهطور کلی، داین کلمه نشانه گذشتن از مرزها یا سختیها است.
درنوردیده میتواند برای توصیف نیروها، افراد یا رویدادهایی استفاده شود که مانعها را شکسته و راه خود را هموار کردهاند. این واژه بار معنایی قوی دارد و اغلب به تلاش موفق و عبور بدون توقف اشاره دارد. به همین دلیل در ادبیات و متون رسمی برای تأکید بر قدرت و استقامت کاربرد دارد.
استفاده از مفهوم درنوردیده نشاندهنده توانایی و پشتکار در مواجهه با چالشهاست. وقتی چیزی درنوردیده میشود، معمولاً محدودیتها یا موانعی که سد راه بودند، شکسته و برطرف شدهاند. این واژه نماد عبور از سختیها و رسیدن به هدف با اراده و توانایی است.
مترادفها
پیچیده، حلقه شده
متضادها
گشوده، جدا شده
لغت نامه دهخدا
درنوردیده. [ دَ ن َ وَ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بهم پیچیده. مطوی. مطویة.( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به درنوردیدن شود.
فرهنگ فارسی
بهم پیچیده مطوی مطویه
جمله سازی با درنوردیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منازل هولناک و راههای خطرناکی طی نکرده اند، و سنگلاخهای نزاع و جدال قوا را از پیش برنداشته اند، و بار گران تقلب در اطوار نقص و کمال را بر دوش نکشیده اند، و زهر جانگزای انقلاب صفات و احوال را نچشیده اند، و بر خلاف انسان اند که چون به مرتبه کمال رسد احاطه به جمیع مراتب نموده، و سیر در طورهای مختلفه، کرده و عالم جماد و نبات و حیوان و ملائکه را درنوردیده، و مرتبه مشاهده وحدت برسد.
💡 آن کاوشگر جسور با پشتکار فراوان، کوههای بسیار بلند و مسیرهای پرخطری را درنوردیده تا به مقصد نهایی خود در اعماق جنگلهای آمازون برسد.
💡 مسافران در طول این سفر طولانی، مسیرهای دشوار و مناطق بسیار ناآشنایی را درنوردیده بودند تا بتوانند با فرهنگهای مختلف در جهان آشنا شوند.
💡 سپاهیان پیروز پس از اینکه مناطق وسیعی از سرزمینهای دشمن را درنوردیده بودند، سرانجام توانستند به پایتخت اصلی آنها و مرکز قدرت دست یابند.