دررفته از مصدر دررفتن ساخته شده و بهعنوان صفت مفعولی به کار میرود. این واژه در زبان فارسی معانی گوناگون و گستردهای دارد که بر اساس بافت جمله و زمینهی کاربرد آن مشخص میشود. در یک نگاه کلی، میتواند به معنای رفته، شده یا درآمده و به درون رفته باشد. همچنین، این واژه در مفهوم فرار کردن و گریختن نیز به کار میرود. در حوزهای دیگر، برای بیان حالت تغییر شکل یافته، پاره شده یا کسر و کمشده مورد استفاده قرار میگیرد؛ برای نمونه، در جملاتی مانند کف فرش دررفته است یا پی و پاچین دررفته نشاندهندهی فرسودگی و تغییر شکل است و در مثال یک خیک روغن غَرم دررفته به معنای کسر شدن و کم شدن مقدار است.
دررفته
لغت نامه دهخدا
دررفته. [ دَرْ، رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی ( در معنی فاعلی ) از دررفتن. رفته. شده. || درآمده. بدرون رفته. || فرار کرده. || پاره شده. تغییر یافته: کف فرش در رفته است. پی و پاچین دررفته. || کسر شده. کم شده. منها شده.یک خیک روغن رَغم دررفته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). منهای. مفروق: خرج دررفته دو هزار ریال برایش باقی مانده. || در اصطلاح عامه، شانه خالی کرده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - در آمده بدرون رفته. ۲ - شانه خالی کرده. ۳ - پاره شده تغییر یافته: کف فرش در رفته است. ۴ - منهای مفروق: خرج در رفته دو هزار ریال برایش باقی مانده.
جمله سازی با دررفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلهٔ دزدان کاز میدان دررفته بدند بازگشتند و نفسشان باز از حنجره شد
💡 عشقست یکی جانی دررفته به صد صورت دیوانه شدم باری من در فن و آیینش