لغت نامه دهخدا
درخواست نامه. [دَ خوا / خا م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عریضه. عرض حال.
درخواست نامه. [دَ خوا / خا م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) عریضه. عرض حال.
{application form} [عمومی] برگ چاپی درخواست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان سلطان سنجر فرزند ملکشاه سلجوقی که از ۴۹۶/۶۷ تا ۵۰۶/۷ خورشیدی پادشاهی کرد، در سال ۵۱۴/۱۵ خورشیدی، در دفتر معاملات ابومسلم، مطالبی در این باره یافت شد، از جمله موضوع درخواستنامهای که در این باب برای جعفر صادق فرستاده شده و جواب صادق به دست آمد، و جابهجایی بدن و خاکسپاری در ده خواجه خیران را فهمیدند؛ از طرفی چهارصد نفر از سادات و بزرگان بلخ در یک شب حضرت را در نزدیکی روستای خیران خواب دیده، که بالای صفهاش ایستادهبود و میفرمود سالها است ما در اینجا میباشیم و کسی آگاهی ندارد، باید به شاه اطلاع دهید که گور ما را ظاهر سازد تا مردم به زیارتمان بیایند.