دراز کشیدن

دراز کشیدن به معنای دراز کردن بدن به‌طور افقی بر روی زمین یا سطحی دیگر است. این عمل به‌منظور استراحت، خوابیدن، یا انجام تمرینات ورزشی صورت می‌گیرد.

معانی و کاربردها

استراحت و خواب: یکی از دلایل اصلی دراز کشیدن، استراحت و خوابیدن است. افراد معمولاً برای خوابیدن یا استراحت کردن، بدن خود را به‌صورت افقی دراز می‌کنند تا راحت‌تر بخوابند یا استراحت کنند.

ورزش و تمرینات: در برخی تمرینات ورزشی، مانند تمرینات قدرتی یا کششی، این عمل به‌عنوان یک حالت پایه برای انجام حرکات مختلف استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال، دراز کشیدن می‌تواند به تقویت عضلات شکم یا کمر کمک کند.

آرامش و مدیتیشن: برخی افراد برای آرامش و مدیتیشن نیز دراز می‌کشند تا ذهن و بدن خود را آرام کنند و از استرس و فشارهای روزمره فاصله بگیرند. این عمل می‌تواند به افزایش تمرکز و کاهش اضطراب کمک کند.

درمان پزشکی: در برخی شرایط پزشکی، پزشکان ممکن است به بیماران توصیه کنند که دراز بکشند تا فشار بر روی اعضای داخلی بدن کاهش یابد یا به بهبود وضعیت خاصی کمک کند. این عمل می‌تواند در تسکین درد و بهبود گردش خون موثر باشد.

لغت نامه دهخدا

دراز کشیدن. [ دِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ممتد کردن بسمت بالا. یا ممتد کردن بطور افقی. دراز کردن. اًطالة. تَطویل. مَت. مَتن. مَتی ̍. مَغط. مُماناة: اتلئباب؛ دراز کشیدن راه. اِسحنطار؛ دراز کشیدن و ناویدن و پهنا گشتن و طویل گردیدن. تطرید؛ دراز کشیدن تازیانه. تَقَضﱡب؛ دراز کشیدن آفتاب شعاع را. تَمَتّی؛ دراز کشیدن پشت در کشیدن کمان. زَفر؛ دراز کشیدن دم. کَعطلة؛ دراز کشیدن دست را و یازیدن. لَغد؛ دراز کشیدن گوش کسی را تا راست شود. مَتر و مَتْو؛ دراز کشیدن رسن. مَطل؛ دراز کشیدن آهن و رسن را. طاحی؛ مَمطول؛ دراز کشیده. ( از منتهی الارب ). || پای درازکرده خفتن. ( آنندراج ). به درازا بر زمین یا فرش یا جامه ٔخواب خفتن. به درازا خفتن. خفتن بدرازا. بطول بر پشت خفتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): از دور که روی تخت دراز کشیده بود، مانند مجسمه ظریف و شکننده ای بنظر می آمد. ( سایه روشن صادق هدایت ص 14 ). || کمی بخواب رفتن. خفتن نه بخواب سنگین. اندکی استراحت کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || مطول شدن. دور کشیدن. دیر کشیدن. طویل شدن. طولانی شدن. بطول انجامیدن. طول کشیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): چون جنگ... قایم شد و دراز کشید فور، اسکندر را به مبارزت خواست. ( تاریخ بیهقی ). ملک پارسیان دراز کشید با آنک آتش پرست بودند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 5 ). مقام ما در این ثغور دراز کشید و متغلبان دست درازی از حد ببردند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 66 ). ما را معلوم شد که مقام شما دراز کشید، اکنون هرکه میتوانید بودن می باشید. ( فارسنامه ابن البلخی ص 67 ).
دست ذوق از طعام بازکشید
خفت و رنجوریش دراز کشید.سعدی.اِنصیات؛ دراز کشیدن جوانی. ( المصادر زوزنی ). مُلاجَّة؛ دراز کشیدن خصومت. ( از منتهی الارب ).
- دراز کشیدن سخن؛ مفصل و مشروح و مطول شدن آن. طولانی شدن سخن: آن قصه سخت معروفست بنیاورده ام که سخن سخت دراز کشد. ( تاریخ بیهقی ). چون سخن دراز کشید، بهرام گفت: مرا نمی باید کی بدین سبب میان شما گفت و گوی رود. ( فارسنامه ابن البلخی ص 77 ).
|| طول دادن. طولانی ساختن. ادامه دادن سخن و حرف و جز آن:
گر بفرماید بگو برگوی خوش
لیک اندک گو دراز اندرمکش
ور بفرماید که اندرکش دراز
همچنان شرمین بگو با امر ساز.مولوی.- دراز کشیدن آواز؛ امتداد دادن آن. ممتدساختن آواز:

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بدن خود را بر زمین کشیدن یا در بستر قرار دادن برای استراحت. ۲ - خوابیدن. ۳ - بطول انجامیدن: سخن دراز کشید.

جملاتی از کلمه دراز کشیدن

اپی‌نفرین می‌تواند عوارضی همچون سردرد، ناآرامی، ترمور، تپش قلب ایجاد کند. این عوارض با استراحت و دراز کشیدن بهبود می‌یابند.
شنای سوئدی یا شنو در ورزش باستانی، یکی از حرکات ورزشی ساده و بدون نیاز به ابزار است که با دراز کشیدن به صورت دمر و استفاده از قدرت دست‌ها و بازوها برای بالا و پایین بردن بدن انجام می‌گیرد.
اشعه خورشید باعث سوختگی پوست به ویژه در ناحیه سرشانه می‌شود لذا توصیه می‌شود از دراز کشیدن زیاد در زیر آفتاب در خلال زمان برهنگی در اطراف استخرها و دریاها پرهیز کنید.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم