دانشگر

لغت نامه دهخدا

دانشگر. [ ن ِ گ َ ] ( ص مرکب ) دانشمند. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ) ( اوبهی ). دانشور. دانشی. دانشومند. دانا و بسیاردان و عالم و فاضل. ( برهان ). هنرمند و خردمند و هوشیار. ( ناظم الاطباء ):
چو دانشگر این قولها بشنود
پس آنگه زمانی فروآرمد.طیان.بیت فوق را اسدی در لغت نامه بشاهد دانشگر بمعنی دانشمند آورده است و گمان میکنم که در اصل دانشور بوده است چه دانشگر نیامده و ظاهراً درست هم نمی نماید. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص فا. ) دانشمند، دانا.

فرهنگ عمید

دانشور، دانشمند، اهل علم ودانش.

فرهنگ فارسی

دانشور، دانشمند، اهل علم ودانش
( صفت ) دانشمند عالم دانا.
دانشمند

ویکی واژه

دانشمند، دانا.

جمله سازی با دانشگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمد دانشگر (۱۳۱۲ – ۱۴۰۰ (خورشیدی)) نویسنده، شاعر و پژوهشگر حوزهٔ فرش بود.

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز