لغت نامه دهخدا
دامت شوکته. [ َم ش َ ک َ ت ُه ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) بردوام و پیوسته باد شوکت او ( آن مرد ).
- دامت شوکتها؛ بردوام و پیوسته باد شوکت او ( آن زن ).
دامت شوکته. [ َم ش َ ک َ ت ُه ْ ] ( ع جمله فعلیه دعایی ) بردوام و پیوسته باد شوکت او ( آن مرد ).
- دامت شوکتها؛ بردوام و پیوسته باد شوکت او ( آن زن ).
(مَ شُ کَ تُ ) [ ع. ] (جملة دعایی ) پیوسته باد شوکت او (مرد ).،~شوکتها پیوسته باد شوکت او (زن ).
( جمله فعلی دعایی )پیوسته باد شوکت او ( مرد ). یا دامت شرکتها. پیوسته باد شوکت او ( زن )
بر دوام و پیوسته باد شوکت او
💡 اصف الدوله را هم درست دیده بودید دل سوز و غم خوار حضرت والا اوست و جز او نیست. اما چون من از سیصد خروار جو و گندم خواسته است از لطف و عنایت های شما دور نمیدانم که اسحق را مأمور فرمائید از مشرف و یتیم ها بگیرد و بدهد و نواب امیرزاده دامت شوکته در باب مال بارگیر مضایقه نفرمایند. اما تا خمسه امیدوارم بفضل خدا که غله را آدم های من استغفرالله خرهای من خرج نکرده باشند، خدمت اگر دارید یا ندارید دخلی بپروانه نگاری ندارد. والسلام
💡 هر قدر نواب جهانگیر میرزا دامت شوکته زیاده پژوهش احوال عالیجاه اسمعیل خان بفرمایند جا دارد، چرا که پاره های جگر خود را باین گشاده روئی در راه خدمت دولت قاهره بگذرد. حضرت ولیعهد روحی فداه چندان عنایت و مرحمت در حق او دارند که اگر شما اندکی از بسیار آن را بدانید خیلکی کار حامل عریضه، بالا خواهد گرفت. بلی، ان شاءالله می دانید و خوب. والسلام