داسغاله

لغت نامه دهخدا

داسغاله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) داستخاله. داستغاله. داستکاله. داسخاله. داسکاله. داسگاله. جاخشوک. داس که بدان گیاه بُرند.

فرهنگ معین

(لِ ) (اِ. ) نک داسکاله.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - داس کوچک. ۲ - عصای کوچک.

ویکی واژه

نک داسکاله.

جمله سازی با داسغاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بمنجنیق بلاپشت عیش من بشکست بداسغاله غم کشت عمر من بدرود

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران