خواجه کردن
مترادفها
بزرگ کردن، ارجمند کردن
متضادها
بنده کردن، کنیز کردن
لغت نامه دهخدا
خواجه کردن. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خصی کردن. اخته کردن. بریدن آلت رجولیت کسی. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص م. ) اخته کردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) در آوردن خای. کسی اخته کردن خصی کردن.
خصی کردن اخته کردن
ویکی واژه
اخته کردن.
جمله سازی با خواجه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردان به دلیل جلوگیری از به پادشاهی رسیدن دشمنانشان آنان را عقیم میکردند. همچنین در حرمسراها برای جلوگیری از نزدیکی اطرافیان ملکه و همسران پادشاه آنان را عقیم میکردند. در اروپا عقیم کردن پسران برای نگه داشتن صدای زیبا مرسوم بودهاست. تعدادی از خواجگان به عنوان سرباز در دژها و قلعهها ساکن بودند. خواجه کردن این دسته از مردان برای جلوگیری از تمایل آنان به بازگشت در خانواده در دوران دفاع از قلعه و جنگ بودهاست.