رهانده

لغت نامه دهخدا

رهانده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) رهانیده. نجات داده شده. خلاص کرده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رهانیده و رهاندن شود.

فرهنگ معین

(رَ دِ ) (ص مف. ) نجات داده شده، خلاص کرده.

فرهنگ عمید

رهانیده، رهاشده، نجات داده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نجات داده شده خلاص کرده.

ویکی واژه

نجات داده شده، خلاص کرده.

جمله سازی با رهانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای تو بر آدم دمیده روح را ای تو از طوفان رهانده نوح را

💡 از بینش بلند، به پستی رهانده ایم صائب ز سیل حادثه دیوار خویش را

💡 صد مرغ دل درافکنی ار در شکنج زلف ما راگمان مکن که زدامت رهانده ای

💡 تو بودی از جهان با من بمانده مرا از داغ تنهایی رهانده

💡 رهانده است دل خلق را ز ظلمت کفر فروغ شمع هدا لااله الا الله

💡 برهانده مرا عشق هم از دین و هم از کفر آسوده ز آیین مسلمان و یهودم

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز