کلمه «خلاندن» به معنای فرو کردن و داخل ساختن چیزی در چیز دیگر است و بیشتر درباره اجسام باریک و نوکتیز به کار میرود. این واژه به درج کردن، نشاندن و در میان نهادن چیزی اشاره دارد و گاه مفهوم زورمندانه داخل کردن را نیز در بر میگیرد. در متون کهن، خلاندن برای فرو بردن سوزن، خار یا ابزار نوکتیز در بدن یا جسمی دیگر به کار رفته است. همچنین این واژه در معنای محکم کردن و استوار ساختن چیزی نیز استعمال شده است. در برخی منابع، خلاندن به معنای نصب کردن یا جاگذاری دقیق یک شیء آمده است. افزون بر این، گاهی مفهوم رهانیدن یا آزاد کردن نیز برای آن ذکر شده است. در کاربردهای دیگر، خلاندن میتواند به خرد کردن یا فروبردن انگشت در چیزی نرم و ایجاد فرو رفتگی اشاره داشته باشد. این واژه از نظر معنایی گسترده و وابسته به زمینه کاربرد است. به طور کلی، این واژه بیانگر عمل فرو کردن، جا دادن یا محکم ساختن چیزی در جای خود است.
خلاندن
لغت نامه دهخدا
خلاندن. [ خ َ دَ ] ( مص ) درج کردن. نشاندن. داخل کردن. در میان نهادن. بزور داخل کردن. خرد کردن. خلانیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
هر خسته ای که راست شود جز بدین مبند
هر بسته ای که کژ شودت جز بدان مخل.سوزنی.همی در خلاندی بپهلوی من.سعدی.|| محکم کردن. خلانیدن. || نصب کردن. خلانیدن. || رهانیدن. خلانیدن. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(خَ دَ ) (مص م. ) نک خلانیدن.
فرهنگ عمید
فروکردن چیزی باریک و نوک تیز مانندِ سوزن و خار در بدن یا چیز دیگر.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فرو کردن چیزی باریک و نوک تیز مانند خار سوزن و غیره دربدن یا در جسمی دیگر.
درج کردن نشاندن داخل کردن
ویکی واژه
نک خلانیدن.
جمله سازی با خلاندن
💡 با ما ستاره سوختگان دشمنی بس است نشتر به خون مرده خلاندن کمال نیست