خط دید
مترادفها
میدان دید، زاویه دید، چشمانداز
فرهنگستان زبان و ادب
{line of sight, LOS} [علوم جَوّ، مهندسی نقشه برداری، نجوم رصدی و آشکارسازها] [علوم جَوّ، نجوم رصدی و آشکارسازها] خطی فرضی نشانگر سیر پرتوِ نور از هدف به چشم [مهندسی نقشه برداری] خطی فرضی بین نشانۀ واقع بر تارک عدسی و نقطۀ گرهی عقبی عدسی شیئی دوربین
ویکی واژه
[علوم جَوّ، نجوم رصدی و آشکارسازها] خطی فرضی نشانگر سیر پرتوِ نور از هدف به چشم
جمله سازی با خط دید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهی در هالهٔ خط دیده ام از دور و می دانم که چشمم گریهٔ بی اختیاری در نظر دارد
💡 کسی کان عارض و خط دید دیگر سر سیر گل و ریحان ندارد
💡 شنجرف بر حوالی خط دیده ایم لیک کس دیده بر حواشی لعل مذاب خط
💡 آتش غیرمستقیم به معنی هدفگیری و شلیک گلوله به سوی دشمن است بدون آن که هدف در دید نیروی مهاجم باشد، برخلاف آتش مستقیم که خط دید مستقیمی بین سلاح و هدف وجود دارد. هدفگیری در آتش مستقیم از طریق محاسبه زاویه شلیک و خط سیر آن انجام میشود و گاهی هم از ناظری که محل شلیک را در دید مستقیم خود دارد برای اصلاح آتش کمک گرفته میشود.
💡 به عبارت دیگر، اگر آژیر بهطور مستقیم به ناظر نزدیک میشد، زمین تا زمانی که وسیله نقلیه به او برخورد کند، ثابت و در یک سطح بالاتر از ثابت باقی میماند و سپس بلافاصله به یک سطح پایینتر جدید میپرد. از آنجا که وسیله نقلیه از کنار ناظر عبور میکند، سرعت شعاعی ثابت نمیماند، اما در عوض به عنوان تابعی از زاویه بین خط دید وی و سرعت آژیر تغییر میکند.
💡 تا نپوشیده است روی خال را خط دیدنی است تا نگردیده است صاحب تخم ریحان چیدنی است