خشک آخر

فرهنگ معین

( خشک آخر ) ( ~. خُ ) (اِمر. ) کنایه از: کسی که چیزی نداشته باشد.

ویکی واژه

کنایه از: کسی که چیزی نداشته باشد.

جمله سازی با خشک آخر

💡 دل نمی‌داشت برگ خشک آخر وز جهان بوی تر نمی‌آمد

💡 چشمم در این نشیمن احزان سفید گشت یک چند باز بست به خشک آخر دُواب

💡 ز نخل خشک آخر بهره می گیرند حق گویان به مقصد می رساند واعظان را چوب منبرها

💡 (صامتا) این زهد خشک آخر مرا رسوا نمود کاش بودی در میان خیل رندان جای من