واژه خشوک در زبان فارسی به معنای پوست یا لایهای خشک یا خشک و بیروح به کار میرود. همچنین خشوک بمعنای حرام زاده میباشد. ازدواج با افرادی که نسب آنها حرامزاده است، چه به معنای زنازاده و چه به معنای دیگر، ممنوع و حرام است. نسب میتواند شرعی باشد، به این معنا که از طریق رابطهای که بهطور طبیعی و با دلیل شرعی مانند نکاح، مالکیت یمین یا تحلیل حلال است، به وجود آمده باشد، هرچند به دلیل شرایطی مانند حیض، روزه، اعتکاف یا احرام، حرام شده باشد. همچنین، رابطه شبههای به نکاح شرعی ملحق میشود. از سوی دیگر، نسب غیرشرعی به نسبی اطلاق میشود که از طریق سفاح و زنا به وجود آمده است. احکام شرعی که بر نسب ثابت میشود، مانند توارث، به نسب شرعی اختصاص دارد، اما به نظر میرسد که حرمت ازدواج شامل نسب غیرشرعی نیز میشود. بنابراین، اگر فردی با زنی زنا کند و از آن رابطه فرزندی به دنیا بیاید، ازدواج میان آن فرزندان حرام است. همچنین، این حرمت شامل فرزندان زانی و زانیهای میشود که از طریق ازدواج صحیح یا زنا با زن دیگری به وجود آمدهاند. علاوه بر این، زن زانیه و مادرش، مادر مرد زانی و خواهران آنها بر پسر حرام میشوند و دختر بر مرد زانی و پدرش و اجداد و برادران و عموهایش نیز حرام است.
خشوک
لغت نامه دهخدا
خشوک. [ خ ُ / خ َ ] ( اِ ) حرام زاده. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( از شرفنامه منیری ). لقیطه. ( شرفنامه منیری ). ولدالزنا. ( یادداشت بخط مؤلف )
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
ویکی واژه
جملاتی از کلمه خشوک
تا فراوان نشود تجربت جان و تنم کاین خشوکان را جز شمس و قمر نیست آبی
ای نیم حلالزاده نیم خشوک چون کعب کژی اسب تو حک هر لولوک