خرفت. [ خ ِ رِ ] ( از ع، ص ) کندفهم. کندذهن. ( یادداشت بخط مؤلف ). کودن. بیحس. مبهوت. ازکاررفته. ( ناظم الاطباء ).
خرفة. [ خ ُ ف َ ] ( ع اِ ) آنچه چیده شده از میوه. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). یقال: التمر خرفة الصائم. ( از منتهی الارب ).
خرفة.[ خ َ رِ ف َ ] ( ع ص ) مؤنث خرف. زنی که از پیری عقلش تباه شده باشد. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).
خرفة. [ خ َ رَ ف َ ] ( ع اِ ) حکایت و قصه و افسانه و داستان خوش و پسندیده و مقبول. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
(خِ رِ ) (ص. ) (عا. ) ۱ - ابله، نادان. ۲ - کندذهن.
۱. کودن.
۲. ویژگی کسی که براثر پیری، فساد و تباهی عقل پیدا کرده است.
* خرفت شدن: (مصدر لازم ) تباه شدن عقل براثر پیری.
( صفت ) ۱ - ابله گول نادان: (( پیری خرفت است ) ) ۲ - کند ذهن بیهوش.
(عا.)
ابله، نادان.
کندذهن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به چندی بعد، داستانهای ناگفتنی، بدن نئونی، کارآگاهان خصوصی، بازگشت، آدمخواری، مدیر شب، واحد ۷، تورنته، مأمور خرفت قانون، عشق نه، فقط دیوانگی، آبی تیره تقریباً سیاه، خانواده بزرگ اسپانیایی، ابراکادابرا، پسرعموها، احساسات متحد و شبی دوازدهساله اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست میتوان به آزادیخواهان، تورنته، مأمور خرفت قانون و تورنته ۲: مأموریت در ماربیا اشاره نمود.