خرده فرمایش

لغت نامه دهخدا

خرده فرمایش. [ خ ُ دَ / دِ ف َ ی ِ ] ( اِ مرکب ) فرمانی که از فرمانده ِ نالایق و کوچکتر صادر شده باشد. به استهزاء، دستور را گویند. به تعریض، دستور و فرمان و امر و ارجاع خدمت را نامند، چون: چقدر خرده فرمایش میدهید! به تعییر، دستورهای فضول.

فرهنگ معین

( ~. فَ یِ ) (اِمر. ) (عا. ) دستورهای مختلف. فرمایش های پیاپی و خسته کننده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) دستورهای مختلف متنوع فرمایشهای پیاپی و خسته کننده.

ویکی واژه

(عا.)
دستورهای مختلف. فرمایش‌های پیاپی و خسته کننده.

جمله سازی با خرده فرمایش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیلم «آذر» دربارهٔ موضوع ساده‌ای حرف می‌زند که برای بعضی‌ها شنیدن آن سخت است. وقتی می‌بینم که سیستم پخش فیلم، فقط ۱۵ سینما در اختیار «آذر» می‌گذارد و این در حالی است که فیلم‌های تجاری تا ۷۰ سینما در اختیار دارند و صدا و سیما هم بعد از کلی خرده فرمایش، تیزر فیلم را رد می‌کند، تازه متوجه می‌شویم ماجرا چیست. شاید این است که سینمای مردانه و صدا و سیمای مردانه، از شما می‌خواهند که زن همان نقش سنتی و نهایتاً کمدی را به عهده بگیرد تا به او اجازه دیده شدن بدهند. من ۲۷ سال وارد این بازی نشدم، نه در بازیگری‌ام، نه در کارگردانی‌ام و نه تهیه‌کنندگی‌ام. من یک زن مستقل ایرانی هستم و به زن مستقل ایرانی فکر می‌کنم و برایش ارزش قائل هستم.»