لغت نامه دهخدا
حوضخانه. [ ح َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مصغر ) زیرزمین و در آن حوضی برای سکونت تابستان. خانه تابستانی که در آن حوض باشد و بیشتر با فواره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
حوضخانه. [ ح َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مصغر ) زیرزمین و در آن حوضی برای سکونت تابستان. خانه تابستانی که در آن حوض باشد و بیشتر با فواره. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
(حُ. نِ یا نَ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) زیرزمین خانه که در آن حوض باشد.
اتاق و جایی در زیر ساختمان که دارای حوض باشد.
(اسم ) زیرزمین خانه که در آن حوض باشد.
زیرزمین خانه که در آن حوض باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنای آرامگاه تلفیقی از دو سبک معماری ایران باستان و ایران بعد از اسلام است. در طراحی این مجموعه از عناصری از هنر معماری سنتی ایرانی استفاده شدهاست. عناصری مانند برج، الهام گرفته از برج گنبد قابوس، باغچهها متأثر از باغهای ایرانی، آبنماها الهام گرفته از حوض خانههای سنتی و نمائی با روکار سنگهای حجیم و خشن خارا که با سنگ گرانیت کوهستان الوند آراسته شده و نمودار کاخهای باستانی ایرانیان است.
💡 در کنار آّب انبارهای شهری و روستایی معمولاً فضاهایی جنبی مانند حسینیه، مسجد، کاروانسرا، حمام و فضایی برای استراحت مسافران طراحی میشد. یکی دیگر از این مکانها، حوض خانهها بودند که کاربردی شبیه یخچال داشتند و قصاب محل گوشت خود را برای جلوگیری از فاسد شدن در آن جا نگهداری میکرد.[۴]
💡 اگر کند سخن از وصف حوض خانه او سزد که تا ابدش خامه تر زبان ماند
💡 بدیدهٔ خرد این حوض خانه را شانی است که میدهد ز بهشت حیات بخش نشان
💡 تبارکالله ازین حوض خانهٔ دلکش که در شک جوی جنانست و آبروی جهان