( حجارة ) حجارة. [ ح ِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ حَجَر. ( معجم البلدان ) ( ترجمان القرآن ). و آن برخلاف قیاس است. و در دستور اللغة ادیب نطنزی آمده است که حجارة جمع حجرة است. حجاره. سنگها:
شراب او سراب وجامش اودیه
و نقل او حجاره و حصای او.منوچهری.|| سنگ کبریت. || قبه آب ( دهار ).
حجارة. [ ح ِ رَ ] ( اِخ ) الحجارة. وادی الحجارة. نام شهری است به اندلس. رجوع به وادی الحجارة و معجم البلدان شود.
(حِ رِ ) [ ع. حجارة ] ( اِ. ) جِحجر، سنگ ها.
= حَجَر
( اسم ) جمع حجر سنگها.
نام شهری باندلس
حجاره ( به عربی: الحجارة ) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان سبها واقع شده است. حجاره ۴۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
[ویکی الکتاب] معنی حِجَارَةُ: سنگ (حجارة من طین: کلوخی که مثل سنگ سفت شده باشد)
معنی طِینٍ: گِل ("حجارة من طین" به معنای کلوخی که چون سنگ محکم شده باشد )
ریشه کلمه:
حجر (۲۱ بار)
حجارة
جِحجر؛ سنگها.
💡 برجیس در مدار ششم راه بسپرد چابک چو از فلاخن مردان حجارهها
💡 در آن مقام تو گفتی که بر سر اعدا همی حجارهٔ سِجّیل بارد از سِجّین
💡 بس دل که چشمه حکم از وی کنی روان گر فی المثل حجاره بود بل کزان اشد
💡 رگهای خاکشان همه نرم است از آبها ستخوان کوهشان همه سخت از حجارهها
💡 دارد چه وزن و قدر، به میزان اعتبار قیراطی از حجاره برِ کوهسارها
💡 ذهبت عن دوحه الدوله والدین النضاره فهو بالله لقرع الشرع و العرف حجاره