جص

لغت نامه دهخدا

جص. [ ج َص ص / ج ِص ص ] ( معرب، اِ )معرب گچ است. صاحب لسان العرب مینویسد: ابن درید گوید جِص درست است و جَص گفته نمیشود و جص عربی نیست ازکلام عجم است و لغت اهل حجاز در جص، قَص است. رجوع کنید به گچ در همین لغت نامه: و اساس از سنگ و گچ است و به آجر و جص طاق بسته اند. ( تاریخ قم ص 81 ). || جبسین. جفصین. ژیپس. رجوع به جبسین در همین لغت نامه شود.
جص. [ ج َص ص ] ( ع مص ) آه و ناله کردن از شدت تنگی طناب بر گردن. ( المنجد ).

فرهنگ معین

(جَ ) [ معر. ] (اِ. ) گچ.

فرهنگ عمید

=گچ

فرهنگ فارسی

( اسم ) گچ
آه و ناله کردن از شدت تنگی طناب جبر بر گردن.

ویکی واژه

گچ.

جمله سازی با جص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهان نگر که با دل پر حسرت از جهان رفتند سوی گور ز قصر مشید جص

💡 چون قبور آن را مجصص کرده‌اند پردهٔ پندار پیش آورده‌اند

💡 طبع مسکینت مجصص از هنر هم‌چو نخل موم بی‌برگ و ثمر