واژه «جداشدگی» در زبان فارسی به معنای حالت جدایی، انفصال، تفکیک و فرایند جدا شدن یک چیز از چیز دیگر است و این مفهوم هم در کاربردهای عمومی و هم در حوزههای تخصصی علمی به کار میرود. از نظر معنای عمومی، این واژه به وضعیتی اشاره دارد که در آن دو یا چند جزء که پیشتر به هم پیوسته یا مرتبط بودهاند، از یکدیگر فاصله گرفته و مستقل میشوند؛ بنابراین، مفهوم اصلی آن بر پایه تفریق، انفصال و فاصلهافتادن میان اجزا استوار است. در کاربردهای علمی و فنی، این واژه معانی تخصصیتری نیز پیدا میکند؛ برای نمونه، در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات، «جداشدگی» به وضعیتی گفته میشود که در هنگام پردازش دادهها در یک تراکنش، سامانه اجازه نمیدهد سایر تراکنشها به همان داده دسترسی داشته باشند تا از بروز تداخل و خطا جلوگیری شود. در این معنا، جداشدگی یکی از اصول مهم در مدیریت پایگاه داده و حفظ صحت اطلاعات به شمار میآید. همچنین در زمینشناسی و ژئومورفولوژی رودخانهای، این واژه به فرایندی اشاره دارد که در آن یک رودخانه مسیر اصلی خود را بهسرعت رها کرده و مسیر یا کانال جدیدی را برای جریان آب ایجاد میکند. این نوع جداشدگی معمولاً در دلتای رودخانهها رخ میدهد و در نتیجهٔ تغییر شیب، رسوبگذاری و شرایط محیطی به وجود میآید. از این رو، این واژه مفهومی گسترده دارد که بسته به زمینه کاربرد، میتواند به جدایی فیزیکی، مفهومی، دادهای یا زمینساختی اشاره کند. به طور کلی، این کلمه به معنای فرایند یا حالت جدا شدن، انفصال و مستقل شدن یک جزء از جزء دیگر است.
جداشدگی
لغت نامه دهخدا
جداشدگی. [ ج ُ ش ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) تفریق و انفصال و حالت جدایی. ( ناظم الاطباء ). عمل آنچه جدا میشود.
فرهنگ فارسی
تفریق و انفصال و حالت جدایی عمل آنچه جدا میشود.
فرهنگستان زبان و ادب
{isolation} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] وضعیت داده ای که در هنگام پردازش آن در یک تراکنش، سامانه اجازه ندهد دیگر تراکنش ها از آن بهره برداری کنند
دانشنامه عمومی
جداشدگی (رودخانه). در زمین شناسی رسوبی و ژئومورفولوژی رودخانه ای، جداشدگی ( به انگلیسی: Avulsion )، عبارت است از رها شدن سریع یک کانال رودخانه و تشکیل یک کانال رودخانه جدید. جداشدگی ها در نتیجه شیب های کانالی رخ می دهند که شیب بسیار کمتری دارند. شیب رودخانه اگر مسیر جدیدی را برود، بیشتر است.
جداشدگی در دلتاهای رودخانه ها رایج است، جایی که رسوبات به هنگام ورود رودخانه به اقیانوس و شیب کانال معمولاً بسیار کوچک است. این فرایند به عنوان جابجایی دلتا ( delta switching ) نیز شناخته می شود.
هنگامی که این جداشدگی رخ می دهد، کانال جدید رسوب را به اقیانوس منتقل می کند و یک لوب دلتایی جدید می سازد. دلتای رهاشده در نهایت فروکش می کند.
جمله سازی با جداشدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استنهولم و گاراوی در سال ۱۹۹۹ به کمک تحلیل بستههای موج در مکانیک کوانتومی توانستند ثابت کنند که امکان رویت پدیده اشترن گرلاخ برای الکترونهای آزاد وجود دارد.[نیازمند منبع] در سال ۲۰۰۱ باتلان و گالوپ نشان دادند که با توجه به تقریب نیمه کلاسیک جداشدگی اسپینها از هم امکانپذیر است.[نیازمند منبع]
💡 در اثر این جداشدگی و با نمایان شدن ریشههای گالاکتوزی زیرین در گلیکوپروتئینها، سلولهای هپاتوسیت کبد به سرعت آنها را از طریق گیرندههای آسیالوگلیکوپروتئین در سلولهای کوپفر خود، از جریان خون پاک میکنند.