جاویدن

لغت نامه دهخدا

جاویدن. [ دَ ] ( مص ) درپهلوی جوتن ( جویدن )، و در کردی جوین، جون ( جویدن )، و در افغانی ژوول، ژوگل و در بلوچی جایگ و در پهلوی جوییتن بمعنی جویدن، گفتن آمده، مضغ کردن. ( از حاشیه برهان چ معین ).
- امثال:
تعریف خود کردن پنبه جاویدن است، نظیر: ستودن خود پنبه جاویدن است. ( از امثال و حکم دهخدا ).
|| فریاد کردن مرغان. ( ناظم الاطباء ). || تف انداختن. ( ناظم الاطباء ) ( حاشیه برهان چ معین ).

فرهنگ معین

(دَ ) [ په. ] (مص م. ) جویدن.

فرهنگ عمید

=جویدن

ویکی واژه

جویدن.

جمله سازی با جاویدن

💡 عشاق که ماه عالم جاویدند مانندهٔ من شوند در امیدند

💡 جهان ای پسر ملک جاویدنیست ز دنیا وفاداری امید نیست

💡 حی جاویدند رندانی که بوسی از لبش خورده اند و زندگی از آب حیوان دیده اند

💡 مقیّدان طبیعت اسیر جاویدند خوشا به حالت آزادگان قید شکن

💡 دمت ای پیر مرا زنده جاویدنمود جان فدای تو و انفاس مسیحائی تو

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز