لغت نامه دهخدا
جانوار. [ جان ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) جانور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جانور و جانوران شود.
جانوار. [ جان ْ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) جانور. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جانور و جانوران شود.
جانور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنان دان فکندیش صحرا و مرد همه جانوار استخوانش بخورد
💡 مرداب انزلی در شمال منطقه آبکنار با مساحتی در حدود ۲۰ هزار هکتار از بزرگترین زیستگاههای طبیعی جانواران ایران محسوب میشود. این مرداب به دلیل موقعیت جغرافیایی از نظر میزان بالای رطوبت و آب با هیچیک از تالابهای ایران قابل مقایسه نیست.