لغت نامه دهخدا
ثقالت. [ ث َ ل َ ] ( ع مص ) ثقل.گران شدن. سنگین گشتن. گرانی. سنگینی. مقابل خفت.
ثقالت. [ ث َ ل َ ] ( ع مص ) ثقل.گران شدن. سنگین گشتن. گرانی. سنگینی. مقابل خفت.
(ثَ لَ ) [ ع. ] (مص ل. ) سنگین شدن، گران شدن.
سنگین شدن، گران شدن، گرانی، سنگینی.
۱-( مصدر ) سنگین شدن گران شدن. ۲- ( اسم ) سنگینی گرانی مقابل خفت سبکی.
سنگین شدن، گران شدن.
💡 بر مدعی ببند در خانقاه عشق تا در میان جمع نیارد ثقالتی
💡 همچو دیو است از شرارت همچو نار است از حرارت حنظل است اندر مرارت آهن است اندر ثقالت