تیجان

لغت نامه دهخدا

تیجان. ( ع اِ ) ج ِ تاج، یقال:العمائم تیجان العرب. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به الجماهر بیرونی ص 69 شود.
تیجان. ( اِخ ) دهی از دهستان ماروسک است که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است و در حدود 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (اِ. ) جِ تاج، افسرها.

فرهنگ فارسی

جمع تاج به معنی افسر
( اسم ) جمع تاج. افسرها.
دهی از دهستان ماروسک است که در بخش سرولایت شهرستان نیشابور واقع است

ویکی واژه

جِ تاج؛ افسرها.

جمله سازی با تیجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمد بن محمد تیجانی حسنی (۱۷۳۵–۱۸۱۵ میلادی)، (۱۱۵۰ در الجزایر - ۱۲۹۹ قمری در فاس) صوفی و بنیان‌گذار طریقهٔ تیجانیه در مغرب عربی بود.

💡 ناداهم صائح من بعد ما دفنوا این الا سرّة و التیجان و الحلل؟

💡 پس از فوت شیخ احمد تیجانی در سال ۱۲۳۰ هجری، طبق وصیت وی، پسرانش جانشینی و رهبری فرقه را بر عهده گرفتند.

قلب یعنی چه؟
قلب یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز