لغت نامه دهخدا
توکله. [ ک َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گلیجان است که در شهرستان شهسوار واقع است و 110 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
توکله. [ ک َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گلیجان است که در شهرستان شهسوار واقع است و 110 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
توکله (ماساللی). توکله ( به ترکی آذربایجانی: Tüklə ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان ماساللی واقع شده است. توکله ۱۵۷۱ نفر جمعیت دارد. در مسجد جامع تکدام یک هیئت مذهبی وجود دارد
توکله در زبان تالشی به معنای محل کاشته شده برنج است.
به روباه اطلاق شده و به معنی پر مو، پشمالو میباشد، این واژه بدان سبب به روباه اطلاق شده که از دید انسان این جانور پشمالو به نظر آمده است. در میان گویشهای دیگر از گروه ترکی این اصطلاح مفقود است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و هرکه توکل برو کند بیزحمت روزی او به سهولت برساند. چنانکه حضرت مصطفی فرمود: «لو توکلتم علی اللّه حق توکله لرزقکم کالطیر تغذ خصاما و نروح بطا«نا»»، یعنی روزی یابید چنانکه مرغان در هوا و وحوش در صحرا بامداد کنندشکمها تهی و شبانگاه کنند شکمها پر و سیر.
💡 با توکله بنهم و سر بر سری گرچه نیاید کلهم از دو برد
💡 توکل کن که شد از سنگ طفلان روزی مجنون مسلسل همچو زنجیر از توکلهای پی در پی
💡 آنک گندم را ز خود روزی دهد کی توکلهات را ضایع نهد