لغت نامه دهخدا
توپک. [ پ َ ] ( اِ ) مخزن و گنجینه و انبارخانه و صندوق پول. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توتک شود.
توپک. [ پ َ ] ( اِ ) مخزن و گنجینه و انبارخانه و صندوق پول. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توتک شود.
مخزن و گنجینه و انبار خانه و صندوق پول ٠
{trackball} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] افزارۀ اشاره ای که در آن برای جابه جا کردن اشاره گر، یک گوی را با انگشتان یا کف دست می چرخانند
به افزار کوچک اشاره ای در رایانه که به وسیله آن می توان مکان نما را بر روی صفحه جابجا کرد توپک گفته می شود. توپک را می توان با انگشتان یا کف دست چرخاند.
افزارۀ اشارهای که در آن برای جابهجا کردن اشارهگر، یک گوی را با انگشتان یا کف دست میچرخانند.
💡 ساخت یک واحد تلمبهخانه و دو ایستگاه توپکرانی، احداث دو پست برق و ۲۳۰ کیلومتر خط انتقال برق، ساخت داخلی ۸۰ دستگاه شیرآلات بین راهی چند ۱۰ تنی برای نخستین بار در ایران، ساخت پمپهای بسیار عظیم دو و نیم مگاواتی سازگار با سرویس ترش برای نخستین بار در ایران، احداث پایانهٔ صادراتی و گوی شناور برای بارگیری نفت خام از سواحل مکران از جمله ظرفیتهای ایجادشده برای تحقق این طرح راهبردی بود که اشتغالزایی برای بیش از هزار نفر را با خود به همراه داشت.