تولب

لغت نامه دهخدا

تولب. [ ت َ ل َ ] ( ع اِ ) کره گورخر. ( دهار ). خرکره. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به معنی خرکره؛ یعنی بچه خر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || گوساله. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(لَ ) (ق مر. ) مأیوس، دَمق.

فرهنگ فارسی

کره گورخر خر کره

ویکی واژه

مأیوس، دَم

جمله سازی با تولب

💡 ازفضل ورحمت تولب رشک می‌ گزد بر ناخن شکسته‌کلید خزینه‌ها

💡 تولباچیک (به روسی: Толбачик) آتشفشانی فعال به ارتفاع ۳۶۸۲ متر واقع در شبه‌جزیره کامچاتکا در خاور دور روسیه است. میدان گدازه‌ای نیز با همین نام در این منطقه قرار دارد.

💡 نگر که باد برو بر چگونه مستولبست که گاه دایره سازد ازو و گه پرگار

💡 هم از فخریه عمر و بن کلثوم هم از زجریه نمربن تولب

💡 شهرهای هرزوگنراس، وورسلن، اشوایلر، اشتولبرگ و روتگن در ناحیه آخن، رئران، کلمی و پلومبیر در استان لیژ بلژیک، و شهرهای والس، گولپن-ویتم، سیمپلولد و هیرلن در استان لیمبورخ در هلند از منطقه‌های هم‌مرز آخن هستند.

💡 چنان به عشق تولبریزجلوه خویشم که هر طرف رودم، دل دچار آینه است

ناوک یعنی چه؟
ناوک یعنی چه؟
بتن یعنی چه؟
بتن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز