تودرتو

لغت نامه دهخدا

تودرتو. [ دَ ] ( ص مرکب ) توئی درون توئی.با توهای بسیار: جامه تودرتو؛ تابرتا. لابرلا. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || که بیکدیگر در وراه دارد: اطاقهای تودرتو؛ که بیکدیگر در دارند. که هر یک را به دیگر راه و در است. ( یادداشت ایضاً ).
- تودرتو کردن؛ به قصد فریب، مخلوط و درهم کردن چنانکه حسابی را: تودرتو کردن حسابی؛ به قصد نفع نامشروع حسابها را درهم و پیچیده کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تو شود.

فرهنگ معین

(دَ ) (ق مر. ) ۱ - لا به لا، داخل هم. ۲ - پی در پی، دنبال یکدیگر.

فرهنگ عمید

= تو tu * توبرتو

فرهنگ فارسی

۱ - لابلا ته برته. ۲ - پی درپی دنبال یکدیگر. ۳ - هزار خان. گوسفند. ۴ - ( صفت ) سر در خود. ۵ - حرام توشه.
توئی درون توئی ٠ با توهای بسیار ٠ یا که به یکدیگر در و راه دارد ٠

جمله سازی با تودرتو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر قدیمی اورشلیم قلب اورشلیم یا همان بیت‌المقدس است. این شهر شکلی تقریباً به صورت مربع با طول ۱ کیلومتر و کوچه‌های باریک و تودرتو، با معماری تاریخی دارد که مشخصه هر چهار محله‌اش است – محله مسیحیها، محله مسلمانان، محله یهودیها و محله ارمنی‌ها. دورادور این شهر قدیمی را دیواری سنگی مثل دیوار قلعه‌های قدیمی فرا گرفته است.

💡 قلعه پشمه که از چند اتاق تودرتو ساخته شده و در ارتفاع ۸۰۰ متری کوه پشمه در شمال شرقی آبدان قرار دارد. بردن مصالح ساختمانی تا چنین ارتفاعی، امروز نیز کار دشواری است.

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز