لغت نامه دهخدا
توافر. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) بسیار شدن. ( دهار ) ( آنندراج ). بسیار شدن مال و متاع. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اتّفار شود.
توافر. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) بسیار شدن. ( دهار ) ( آنندراج ). بسیار شدن مال و متاع. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اتّفار شود.
(تَ فُ ) [ ع. ] (مص ل. ) بسیار شدن.
۱. فراوان شدن، بسیار شدن چیزی.
۲. فراوانی و وسعت.
فراوان شدن، بسیارشدن، فراوان وسعت
۱ - ( مصدر ) فراوان شدن بسیار شدن. ۲ - ( اسم ) فراوانی وسعت. جمع: توافرات.
بسیار شدن.
💡 همه گمان من آن بود کانچه طمع منست عزیزکرد مرا از توافر احسان