تنمیة در زبان عربی به معنای رشد دادن، پرورش دادن یا توسعه و گسترش چیزی است و معمولاً به رشد جسمی، فکری، اقتصادی یا اجتماعی اشاره دارد. این واژه از ریشه «نمى» گرفته شده و بیانگر فرآیندی است که طی آن چیزی به کمال یا وسعت بیشتری میرسد. تنمیة میتواند به معنای تقویت استعدادها، ارتقای تواناییها یا افزایش بهرهوری منابع نیز به کار رود. در متون دینی، فلسفی و ادبی، تنمیة غالباً برای اشاره به رشد فضایل اخلاقی یا ارتقای معنوی انسان استفاده میشود. همچنین در علوم اقتصادی و اجتماعی، این مفهوم به توسعه اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی جوامع نسبت داده میشود. کاربرد تنمیة هم شامل امور مادی و هم امور معنوی است و نشاندهنده فرایند پیشرفت و بهبود است. در مجموع، تنمیة به معنای پرورش، رشد و گسترش چیزی است که با هدف رسیدن به کمال یا افزایش بهرهوری انجام میشود.
تنمیه
لغت نامه دهخدا
( تنمیة ) تنمیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) گوالیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).افزایش و بالیدگی. ( غیاث اللغات ). || افزون کردن. ( آنندراج ). تنمیه مال و جز آن؛ افزایش آن.( از اقرب الموارد ). || برداشتن حدیث و خبر بکسی و نسبت کردن آن بکسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نقل کردن نه بصواب. ( تاج المصادر بیهقی ). || سخن رسانیدن به بدی و سخن چینی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). آشکار کردن سخن بوجه سخن چینی. ( آنندراج ). یقال: فلان ینمی احادیث الناس. ( اقرب الموارد ). || افروختن آتش به هیمه. ( تاج المصادر بیهقی ). هیزم بر آتش نهادن و درگیرانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بلند کردن آتش و بسیار کردن هیمه در آن تا زیاده شود. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(تَ مِ یِ ) [ ع. تنمیة ] ۱ - (مص م. ) نمو دادن. ۲ - افروختن آتش. ۳ - (اِمص. ) رشد، نمو.
فرهنگ عمید
۱. نمو دادن، بالیده کردن.
۲. هیزم بر آتش نهادن و افروختن آتش.
۳. سخن چینی کردن.
فرهنگ فارسی
نمودادن، بالیده کردن، هیزم بر آتش نهادن
( مصدر ) ۱ - نمو دادن نشو و نما دادن بالنده کردن. ۲ - افروختن آتش. ۳ - ( اسم ) رشد نمو.
گوالیدن. افزایش و بالیدگی
ویکی واژه
تنمیة
نمو دادن.
افروختن آتش.
رشد، نمو.
جمله سازی با تنمیه
💡 و هر یکی از این قوتها چون به کمالی که به حسب شخص ممکن بود برسد، اهتمام کند به رعایت آن کمال درنوع بر وجهی که صورت بندد. اما قوت اول که مبدأ جذب ملایمست و به تربیت شخص موکل چون شخص را به تغذیه و تنمیه نزدیک رساند، به کمالی که متوجه بدان باشد منبعث شود بر استبقای نوع، پس شهوت نکاح و شوق به تناسل حادث گردد.