تقلب کردن
مترادفها
فریب دادن، حیله کردن، گول زدن
متضادها
صداقت، درستکاری
لغت نامه دهخدا
تقلب کردن. [ ت َ ق َل ْ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دورویی کردن. و نادرستی کردن و خیانت نمودن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دغلی کردن در کاری حقه زدن.
ویکی واژه
barare
جمله سازی با تقلب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین وحید جلیلی معتقد است: کسانی که ادعای تقلب کردند، افرادی هستند که در بدنه وزارت کشور عمده نیروها توسط آنها استخدام شدهاند و ارتباطی جدی با آنها داشتند.