لغت نامه دهخدا
تفیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) گرم کردن و گرم شدن با آتش و نشستن در آفتاب و گذاشتن در آفتاب یا به روی آتش. || ترکیدن و شکاف خوردن از گرما. || اندک اندک جمع کردن. || حفظ منافع خود نمودن. ( ناظم الاطباء ).
تفیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) گرم کردن و گرم شدن با آتش و نشستن در آفتاب و گذاشتن در آفتاب یا به روی آتش. || ترکیدن و شکاف خوردن از گرما. || اندک اندک جمع کردن. || حفظ منافع خود نمودن. ( ناظم الاطباء ).
(تَ دَ ) (مص ل. ) گرم شدن، داغ گشتن.
داغ شدن و گداختن از تف آتش یا آفتاب، تافتن، تفتن، تابیدن، تفسیدن، گرم شدن.
گرم شدن، داغ گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس آنها را که از وی مستفیدند که هریک در هنر صد جا مشیدند
💡 راز دل بر زبان چو میآرد مستفیدند زیرک و کودن
💡 ز مه تا ماهی او را مستفیدند که صیت فضلش از مه تا به ماهیست
💡 که ملک از حق و خلق او را عبیدند بقدر حق خود ز او مستفیدند
💡 مستفیدند دل و جان ز تو چون عقل از علم مستفادند مه و خور ز تو چون نور از نار